عباس قديانى
793
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
همسر اتابك اوزبك ( 607 - 622 ق . ) آخرين اتابك آذربايجان بود . پس از اينكه سلطان جلال الدين خوارزمشاه ( 617 - 628 ق . ) به سمت آذربايجان حمله برد ، اتابك تبريز را رها كرد و به گنجه گريخت و اختيار حكومت آنجا را به همسرش واگذار نمود ، به اين اميد كه سلطان از فتح آذربايجان منصرف شود ؛ اما وى تبريز را محاصرهء خود گرفت . ملكهخاتون كه از همسرش رنجيدهخاطر بود پيكى نزد سلطان جلال الدين فرستاد و خاطرنشان ساخت كه اگر به مال و جان او و همراهانش تعرضى نكند و شهر خوى را نيز به او دهد شهر را تسليم وى خواهد كرد . سلطان نيز پذيرفت و پس از هفت روز محاصره در 17 رجب 622 ق . وارد تبريز شد و ملكهخاتون به خوارزمشاه پيام فرستاد كه وى مطلقه است و علماى شام و بغداد نيز طلاق وى را شهادت دادهاند ، همچنين عز الدين قزوينى بهشرط واگذارى منصب فضاى تبريز به وى شهادت به مطلقه بودن ملكه داد . سلطان جلال الدين نيز او را در خوى و يا گنجه به ازدواج خود درآورد . اتابك اوزبك كه در قلعه النجك ( النجق ) به سر مىبرد به محض وصول خبر ازدواج همسرش « هم در آن روز از غم و غصه جان تسليم كرد . » سلطان جلال الدين پس از ازدواج ، علاوه بر خوى ، سلماس و اروميه با مضافات آن را به ملكهخاتون داد ، به اين شرط كه يك دهم عوايد آنها را به او دهد . سپس وزيرش ، شرف الملك ، را در آذربايجان گماشت و خود به مقابله با مخالفان ساير نواحى پرداخت . شرف الملك به اين بهانه كه ملكهخاتون با اتابكان روم و شام ارتباط دارد و آنان را تشويق به تسخير آذربايجان مىكند به مقابله او شتافت . ملكه نيز به قلعه تلا در كنار درياچه اروميه رفت و با شرف الملك به نبرد پرداخت . اما چون تاب مقاومت در خود نمىديد از ملك اشرف موسى ايوبى ( 615 - 635 ق . ) كمك خواست و او را تشويق به تسخير آذربايجان نمود . ملك اشرف نيز حاجب على حاكم اخلاط ( خلاط ) را مأمور آن كار كرد . وى نيز به همراهى ملكه و مردم آذربايجان كه از ستم شرف الملك به ستوه آمده بودند قلعه تلا ، خوى ، مرند ، و نخجوان را گرفت و با ملكه خاتون به اخلاط بازگشت و سپس او را در 625 ق . با خود به شام برد و گويا ملك اشرف وى را به عقد خود درآورد . سلطان جلال الدين به قصد انتقام گرفتن از حاجب على و همسرش به اخلاط لشكركشى كرد . لشكريان در اخلاط دست بهقتل و غارت زدند اما چون سلطان خبر نزديك شدن لشكر مغول به رى را شنيد اخلاط را به سمت تبريز ترك گفت . ملگونوو سردار روس كه در 1763 يك گورسكايى در ليتوى كورگان در كنار دنيپر پيدا كرد . ملوك شبانكاره : - شبانكاره مليجك غلامعلى خان معروف به مليجك و ملقب به عزيز السلطان ؛ برادرزادهء امينه اقدس گروسى يكى از زنان سوگلى ناصر الدين شاه بود . وجه تسميه مليجك را اينگونه نوشتهاند : « در اوايل كه عشق ناصر الدين شاه به اين كودك شروع شده بود توجه بچه را بهخود جلب كرد . پسرك با لهجه گروسى اشاره به گنجشك كرده گفته بوده است . ( ميلچك - ميلجك ) شاه اين لغت را براى او لقب قرار داده و به او مليچك مىگفت . بعضىها اين موضوع را به پدر اين پسر نيز نسبت